درود دنیا!

منتشر شده در شبانه‌ها در ۱۴۰۴ شهریور ۵, چهارشنبه، ساعت ۳:۴۵:۰۰ (وقت تابستانی ایران)

درود دنیا!

همه‌ی کسانی که راهنمای برنامه‌نویسی خوانده یا دیده باشند احتمال خیلی زیاد اولین کدی که نوشته‌اند یک برنامه چندخطی ساده است که فقط یک کار انجام می‌دهد؛ دو کلمه ساده را در صفحه چاپ می‌کند: سلام دنیا! (Hello World)

این مثال در دنیای برنامه‌نویسی با همین اسم شناخته می‌شود و تقریبا همه آموزش‌های زبانهای برنامه‌نویسی همین کد را برای شروع آموزش می‌دهند.

نویسندگی من در وب نیز با همین عنوان شروع می‌شود؛ سلام دنیا یا به عبارتی بهتر درود دنیا!

همان مقداری که نوشتن اولین خط‌های برنامه‌نویسی در سن ۱۵، ۱۶ سالگی برای من بسیار هیجان‌انگیز بود نوشتن اولین پست خود در ۳۷ سالگی در دنیای وب نیز برای من هیجان انگیز است! چون این فقط یک پست ساده برای من نیست، و واقعا یک سلام به دنیاست! به همان شکلی که اولین کد ساده برنامه‌نویسی یک سلام به نیت آشنایی بلند مدت با دنیای برنامه‌نویسی و کامپیوتر بود و سال‌ها تداوم داشت این آشنایی به همان رسم و آیین نیز این نوشتن سال‌ها تداوم خواهد داشت و این سلام یک سلام پر از شور و اشتیاق است به نیت سالها نوشتن.

چطور شروع شد و چرا

قبل از راه‌اندازی این تارنما تلاشهای ناموفقی داشتم برای نوشتن در وب از راه اندازی در سرویسهای وبلاگ نویسی تا وب‌سایت‌های شخصی و حتی بلاگری در شبکه‌های اجتماعی.

هیچ سرویس وبلاگ‌نویسی موجود چه وطنی و چه غیر وطنی آنقدر خوب و ساده نبود که یکی را انتخاب کنم و شروع کنم به نوشتن. شلوغی و تبلیغات زیاد، سردرگمی ، امکانات کم یا غیرلازم و امثال آن دلایلی بودند که آنها را مناسب نمی‌دیدم. وب‌سایت شخصی نیز قبل‌تر راه‌اندازی کرده بودم اما باز برایم راضی کننده نبود.

بلاگری در شبکه‌های اجتماعی گزینه‌ای دیگر است که خیلی این روزها به بیان معمول مد شده است. راحت و در دسترس است و سریع و ساده. عموم مردم در شبکه‌های اجتماعی حضور دارند و مخاطب نوشته‌های شما ، احتمالا شما و نوشته‌های شما را زودتر نسبت به دیگر ابزار پیدا می‌کند، چرا که معمولا هرکسی یک حلقه دوستان نزدیک و آشنایان را در کنار خود دارد که بصورت دوطرفه همدیگر را دنبال می‌کنند. گرچه این چیزی نیست که من دنبالش باشم. حلقه‌ی آشنایان نزدیک و دور من همیشه مخاطب نوشته‌های من نیستند یا شاید هیچوقت نیستند! فضای فکری من، منظومه فکری من شاید بسیار متفاوت با فضای فکری تک تک آنها باشد. و فکر میکنم که هست، بسیار هم متفاوت هست. در سالهای گذشته دریافته‌ام که طوری دیگر فکر می‌کنم ، نه به این معنی که بهتر فکر میکنم، نه، فقط طوری دیگر نگاه میکنم و طوری دیگر فکر می‌کنم.

وقتی نوشتن دیگر یک نیاز است

همه اینها ، همه این بهانه‌ها و سنجیدن‌ها و وسواس‌ها تا زمانی بودند که نیاز به نوشتن در من آنچنان قوی نبود و وقتی کم کم این نیاز بیشتر و بیشتر رشد می‌کرد شروع کردم به تست کردن شبکه‌های اجتماعی اما همانطور که گفتم محیطی نبود که مرا راضی کند برای همین یکبار دیگر یک وبسایت شخصی راه‌اندازی کردم.

من دنبال دنبال‌کننده نیستم! بلکه برای نوشته‌هایم خواننده میخواهم چه مرا بشناسند چه نشناسند. هرکس که کمی مثل من فکر کند و روزی و روزگاری بخواهد در اینترنت دنبال نوشته‌هایی باشد که شبیه افکارات خودش باشد، امیدوارم که مرا پیدا کند. و آنقدر مشتاقانه همه نوشته‌های مرا بخواند که به انتهای اولین نوشته، یعنی همینجا برسد و من به او بگویم:

درود بر تو، پیمان هستم.