دلسوزی واقعی نه ظاهری - گلایه شماره ۲

منتشر شده در شبانه‌ها, گلایه‌ها در ۱۴۰۴ شهریور ۱۸, سه‌شنبه، ساعت ۳:۳۰:۰۰ (وقت تابستانی ایران)

امسال مدرسه را تغییر می دهم و به همین منظور چندباری به اداره سر زدم، در یکی از همین ارجاعات همکاری بسیار محترم را از مدرسه قدیمی دیدم. ایشان فردی بسیار منظم و دقیق در کارشان هستند و دوست داشتنی و محترم برای افرادی که میشناسند.

اما مکالمه و صحبتی بین ما در آن روز بهانه‌ای شد برای نوشتن دومین گلایه. ما از تغییر مدرسه و وضعیت شغلی صحبت کردیم، او نیز همچون من به دنبال تغییر مدرسه و انتقالی به مدرسه‌ای نزدیک محل اقامتشان بود، بخاطر مشکلاتی جسمانی که پیدا کرده بودند و نیاز داشتند مدرسه نزدیک باشد تا کمتر در مسیر باشند.البته همکار عزیز ما موعد بازنشستگی‌شان رسیده بود اما تمایل داشتند که کماکان در مدرسه حضور یابند.

ایشان وقتی مطلع شده‌اند که من از مدرسه قبلی خارج شده‌ام و عنوان نیروی مازاد گرفته‌ام توصیه کردند که هر چه زودتر مدرسه‌ای برای خود پیدا کنم چرا که به قول ایشان نیروهای استخدامی جدید بیش از حد نیاز است و نیروی معلم اضافی خواهیم داشت! توصیه ایشان را از روی محبت و دوستی تلقی میکنم و برای بنده محترم و عزیز هستند اما دقت نمودید چه شد؟ خود ایشان هنوز دوست دارند در محل کار خود بمانند و بازنشسته نشوند و از طرفی به همکار خود توصیه می‌کنند که زودتر مدرسه برای انتقال پیدا کند! چرا که معلم مازاد زیاد است. آیا عدم قبول بازنشستگی خود دلیلی بر زیاد شدن معلم مازاد نیست؟! همکار گرامی آیا به این نکته دقت نمی‌کنند که ورودی استخدامی های جدید متناسب با خروج بازنشستگان است؟ آیا ادامه حضور ایشان در مدرسه باعث ضایع شدن حق استخدامی‌های جدید نمی‌شود؟ توصیه ایشان هرچقدر هم دلسوزانه و از روی محبت باشد اما در عمل کاری که انجام میدهند ضایع نمودن حق همکاران خود است.

در سیستمی منطقی و منظم انتظار می‌رود که نیروی تازه نفس و جدید جایگزین نیروی بازنشسته قبلی شود. در ظاهر همه شاید چنین چیزی را قبول کنند اما در عمل نه چنین نیست. جدا از باگ‌های قانونی موجود کمی هم بینش و درک تک تک اعضای سیستم باید عمیق باشد تا دلسوزی هم عمیق باشد نه ظاهری. نیروی استخدامی جدید هم معلمی است مثل من و من هم مثل بقیه، همه زمانی نیروی تازه وارد به آموزش و پرورش بوده‌اند و برای خود خواهان حق و حقوق و عدالت، اما پس از گذشت سالها و رسیدن زمان بازنشستگی در عمل کاری متضاد با توصیه خود انجام می‌دهند.

در همان مکالمات همکار ما گلایه از این کردند که چرا در مناطق برخوردار و مرفه معلمان تعویض نمی‌شوند و دوره‌ای جایگزین با معلمان مناطق محروم نمی‌شوند. مجدد کلام و حرف ایشان منطقی است اما آیا چنین عدالتی که برای خود میخواهید در عمل هم برای بقیه خواهان هستید؟ آیا خود شما اگر معلم در منطقه برخوردار می بودید حاضر به تعویض منطقه خود میشدید؟ یا مثل الان که حاضر به بازنشستگی نیستید خواهان ادامه کار میشدید؟

چیزی که برای خود می‌پسندیدم برای دیگران هم بپسندیم و چیزی که برای خود نمی‌پسندیم برای دیگران هم نپسندیم.